اسلام، حقیقت آن و دنیای امروز؟

 

با عزیزی چند شب پیش، بحث می‌کردم که اعتقاد داشت حقیقت قرآن، توحید، نبوت و معاد است و بقیه آن باید با توجه به شرایط روز بازتعریف شود. وصف بهشت (جنات تجری من تحتها الانهار) که آب از زیر پاها رودها روان است، متناسب با اعراب آن روز است و برای مثلا یک ایرانی یا اروپایی جذابیتی نمی‌آفریند. یا قصاص (و لکم فی القصاص حیوة یا اولی الالباب) به این معنا که چشم در برابر چشم و ... امروز خشن و غیرانسانی است. ارث که پسر دو برابر دختر می‌برد (للذکر مثل حظ الانثیین)، ناعادلانه است و ... دست سارق که باید قطع شود (السارق و السارقة فاقطعوا أیدیها جزآء بما کسبا نکالا من الله) ، نادرست است.

می‌گفت که عقل بشر به اینجا رسیده است که مثلاً دزد را برای تنبیه به زندان می‌اندازند. عقل بشر بالغ شده است و بدین جا رسیده است که اینچنین موثرتر است.

 

من بحثم مبتنی بر قرآن بود و نه حدیث و رفتار افراد که بسادگی نمی‌تواند ملاک قرار گیرد. اما قرآن هدی للناس است و تفصیل کل شیء و .... گفتم که اسلام، احکامش و ویژگی‌هایش یک بدیل است. اصراری بر آن نیست. دیگران هم بدیل‌های دیگر می‌آورند و در یک منطق دموکراتیک، آنچه مردم بپسندند حاکم می‌شود.

می‌گفت اسلام، به آن معنایی که مراد شما است، همان است که طالبان در افغانستان پیاده می‌کند.

من گفتم حتی اگر طالبان، به معنای صحیحش، در حال پیاده‌سازی اسلام واقعی باشد، یک بدیل است. حق ندارد آن را بزور حاکم کند. (وانگهی تردید دارم که در قرائت آنان از اسلام، نظیر برخی دوستان، الزام به تبعیت از آن سیستم، عین اسلام نباشد!!) اگر روزی مردم ایران یا هر جای دیگر، به آن اسلام رای دادند، پیاده شود. چه اشکالی دارد؟!

 

می‌گفت: این گونه که اسلام عرضه و معرفی می‌شود، دور نیست که به اینجا برسیم که عطای آن به لقایش بخشیده شود!

الله اعلم.

 

 

پی‌نوشت: دیروز خواندم که خلیفه دوم، بنابر درکی که از حکمت وجوب حد سرقت داشت، بر دو بنده‌ای که از ارباب خود دزدی کرده بودند این حد را جاری نکرد، چرا که آن ارباب این دو تن را گرسنگی می‌داد. جناب عمر بن خطاب آن ارباب را تهدید کرد که چنانچه بار دیگر این دو بنده مرتکب دزدی شوند، دست خود او را قطع خواهد کرد (معنای متن، نصر حامد ابوزید، ص 190)

 

 

/ 4 نظر / 31 بازدید
هادی

خوشحالم که هنوز آدمهای با حوصله ای مثل تو برادر عزیزم در این روزگارهدفمندکردن یارانه ها روی زمین پیدا میشود!

سینرژی

سلام در مورد حد قطع انگشت که گفتید، طبق قانون مجازات اسلامی ایران، تنها سارقی مستحق قطع انگشتان است که تمامی شروط مندرج در قانون در او وجود داشته باشد. همچنین برخی فقهای شیعه اجرای چنین مجازاتهایی را تنها در زمانی مجاز می دانند که جامعه اسلامی تحت فرمانروایی یکی از دوازده امام شیعه باشد و معتقدند که تا زمانی که امام زمان (عج) ظهور نکرده اند، اجرای این گونه مجازاتها ممنوع است. ولی در کل این موج عقل گرایی اکثر جوانان را در برگرفته، به طوری که تمامی مسائل مادی و معنوی را می خواهند با عقل خود تحلیل کند. امان از پای استدلالیان!

راه میانبر

محمدجان این یک بحث قدیمی بین علماست که قرآن را باید با همین متن ظاهر تفسیر کرد یا معتقد به چندلایه بودن معانی آن بود و قرارگرفتن در این وادی هم جرات و هم دانش می خواهد. علامه حسن زاده می فرماید که قرآن، برهان و عرفان یکی هستند و هرجا که معلوم شد اختلافی بین این هاست مشکل از درک ماست ... بحث خیلی مفصلی است البته و به نظر من در یک نوشته وبلاگی نمی توان کامل درباره آن صحبت کرد. فراموش نباید کرد که حدیث - به شرط صحبت منبع و تکیه بر باور شیعه- از قرآن ناطق نقل شده و هیچ تفاوتی با قرآن مکتوب ندارد.

مهدي

با سلام و احترام بحث بسيار جالبي رو مطرح كرديد . خيلي ذهنمو مشغول كرده .كاش مي شد بيشتر در مورد بديل بودن احكام و اينكه طبق كدام آيه اين نتيجه بدست مياد بيشتر توضيح بديد. آيا منظور اينه كه اسلام هم يك گزينه براي انتخاب مردمه يا چيز ديگه اي منظورتون بوده؟ خيلي خوشحال ميشم رهنماييم كنيد.